| پانزدهمین روز سفر / از اروند تا اهواز |
سلام گرم من و همسرم رافونه را همچنان از خاک پاک ایران و دقیق تر از خوزستان می خوایند. همانطور که دیشب خدمت تان عرض شد من و همسرم امروز صبح شهر "شهرکرد" را به مقصد خوزستان ترک کردیم.
ابتدا قصد داشتیم که مستقیم از شهر کرد به آبادان و بعد خرمشهر برویم. یعنی از "اردل" و "سرخون" وارد "ایذه" در استان خوزستان شویم.از آنجا هم به ترتیب "باغ ملک" ، "رامهرمز" و "بندر ماهشهر" را پشت سر بگذاریم تا به آبادان برسیم اما راهی که پشت سرگذاشتیم سخت نظر مان را عوض کرد. حتما می دانید بین دو استان چهارمحال و بختیاری و خوزستان ، رشته کوههای زاگرس ادامه دارد بنابراین گردنه های وحشتناکی را ما در راه طی کردیم. شخصا فکر می کنم به دلیل وجود رودهای فراوان در لا به لای رشته کوه البرز ، راههای موجود در میان این رشته کوه فراخ تر از راههای موجود در رشته کوه زاگرس است. من چه در مسیر بوشهر به فارس ، شیراز به یاسوج و چه در مسیر شهر کرد به اهواز این تجربه را کردم که جاده ها از گردنه های بسیار سخت عبور می کنند. چند جا حوالی چلگرد یا دوبلان مسیر خیلی سخت می شد. به هر حال به همین دلیل و وجود خستگی زیاد تصمیم گرفتیم ابتدا به اهواز برویم و بعد از آنجا مستقیم به آبادان و خرمشهر برویم. خب این یک مزیت داشت. از چهل کیلومتری اهواز تا آبادان و خرمشهر همه اش اتوبان است و این برای من راحت تر بود. در طول راه نزدیک اردل از مغازه ای عسل خیلی خوبی تهیه کردم. من بعد از بهبود بیماری ام سعی کرده ام شکر را از برنامه غذایی ام حذف کنم و بجای آن عسل را اضافه کرده ام. در مسیر مان به اهواز از پروژه کارون چهار گذشتیم و سد کارون سه را دیدم. جالب و پر ابهت بود. من شخصا سد را دوست دارم. دیروز یک دوستی در مورد بخشی از مطل روزگذشته ام سوال داشت. او پرسیده بود که چه شد شما اولین نفری بودید که در مورد سد سیوند نوشتید ! پاسخ آن دوست را هم همینجا می دهم. من نمی دانم چرا وقتی سد می بینیم اینقدر خوشم می آید. خب هر کس از چیزی خوشش می آید من هم از سد. من در میان گردش اینترنتی ام دیدم سدی وجود دارد بنام سیوند. خواستم ببینم کجاست که در سایت مربوط به وزارت نیرو خواندم نزدیک پاسارگاد. و همان شد که رفتم تحقیق کردم. امروز هم اگر مخالفت رفونه نبود رفته بودم کلی سد کارون سه را بررسی می کردم!
این کارون هم ابهتی دارد. ما که در شمال ابر رودی بنام سپیدرود داریم اما واقعا این کارون هم استثنایی است . ساعت دو به اهواز رسیدیم و مستقیم به طرف آبادان حرت کردیم. در میانه های راه میانبری مسیرم را جلب کرد. در کیلومتر 40 اهواز به آبادان یک تابلو جلب توجه می کند با این عنوان "پل سوم خرداد خرمشهر" من آمدن به خوزستان را به دو منظور دوست دارم. اول اهواز و جنوب خوزستان که یادگار روزهای سخت جنگ هستند و دوم شوش و شوشتر و شمال خوزستان که میزبان بخشی از تمدن ایرانی مان هستند. ما در این سفر امروز را به بخش اول رفتیم. بنابراین با دیدن آن تابلو تغییر مسیر دادیم و از روی پل سوم خرداد به طرف خرمشهر رفتیم. پای آن پل اشاره ای شده بود و دلالت براین موضوع داشت که این پل یکم در جایی ساخته شده است که پل شناور در آنجا احداث شده بود. حتما در فیلم های مربوط به آزادسازی خرمشهر آن پل فلزی را دیده اید. و دوم از آن جهت این پل را سوم خرداد نامیده اند که در این روز در سال 61 خرمشهر آزاد شد. حدود ساعت سه به خرمشهر رسیدیم. خرمشهر را در دوران اواخر جنگ و ابتدای دهه هفتاد دیده بودم. هر چند ساخت و سازی در آن شده بود اما هنوز به یک شهر بندری نمی ماند. یادم هست در آرشیو مطبوعات نگاه می کردم ، خرمشهر یکی از بنادر مهم و قوی خلیج فارس در اواخر حکومت پهلوی بود . حتی معروف است وقتی عراقی ها خرمشهر را تصاحب کردند در گمرگ آن سه هزار خودروی صفر پارک بود که این مساله دلالت بر رونق اقتصادی این بندر داست. اما بعد از این همه سال من آبادانی خاصی در خرمشهر ندیدم . خرمشهر نقطه گردشگری خاصی ندارد جز همان مسجد جامع شهر که اگر دیده باشید در زمان اشغال عراقی ها گنبد آن نیز آسیب دیده بود. با رافونه به سمت غرب خرمشهر رفتیم. جایی که به نام شهر مقاومت می شناسندش. بله به شلمچه که محل شهادت بسیاری از جوانان ایرانی در جنگ با عراق شد. شلمچه یادآور حمله شیمیایی صدام و یارانش هم هست. بعد از آن به گرفتن چند ععکس در کنار پل نو خرمشهر سفر به این شهر را پایان دادیم و به سمت شرق این شهر که همان بندر آبادان است حرکت کردیم. آبادان و خرمشهر تقریبا ده کیلومتر فاصله دارند و من را یاد دو شهر نوشهر و چالوس می اندازند که با خیابانی کوتاه به هم وصل می شوند. حتما نام اروند را شنیده اید. بله ، رودخانه کارون و شط العرب که از به هم پیوستن دجله و فرات شکل می گیرد در آبادان به هم می پیوندند و اروند رود را تشکیل می دهند. از چند سال پیش مجموعه ی خرمشهر و آبادان را جزو مناطق آزاد تحت عنوان "اروند" قرار داده اند اما هنوز خیلی با شاخص های یک منطقه آزاد فاصله دارند. بخصوص که اصلا با دو منطقه آزاد قشم و کیش قابل مقایسه نیستند.
تقریبا ساعت پنج در آبادان بودیم. بازارش اصلا چیز دیدنی نداشت.
کلیسای آبادان هم مثل مسجد "رانگونی ها" که گویا هندوها از آن استفاده می کردند ، در موقع مراجعه ما بسته بود. به بندر هم که سرزدیم دیدیم تابلو زده اند که عکس برداری ممنوع است. خلاصه با توجه به گرمی هوا ، چیزی عاید ما نشد. دیدم امکانات این شهر کم است تصمیم گرفتیم به اهواز برگردیم. در مسیر بازگشت به اهواز ، رافونه پشت فرمان نشست و من با فراغ بال نشستم این مطلب را نوشتم. راستش خودم هم یک کمی ناراحت هستم. روزهای گذشته خیلی مطالبم را با عجله نوشتم. بخصوص دیروز در شهر کرد. البته مشکلاتی وجود دارد که تا حدودی حق را به من می دهید. یکم ما چون تقریبا هر سه روز در میان به هتل یا مهمانسرا می رویم و بقیه را کمک می زنیم ، بنابراین باید در شارژ دوربین ، موبایل و لب تاپ صرفه جویی کنیم. به همین دلیل من وقت زیادی برای نوشتن ندارم. دوم اینکه معمولا غروب ها را به بازدید می گذرانیم و پیدا کردن کافی نت در شهر غریب کار سختی است. همین دیشب حدود ساعت نه بالاخره یک کافی نت در شهر کرد یافتم. کلی منت و خواهش کردیم تا به خاطر ما باز ماند.من چند خط بیشتر ننوشتم و بقیه مطالب را هم فقط سرچ کردم و گذاشتم. حتی آنقدر فرصت من کم بود که حتی منابع مطلب را هم ذکر نکردم ! امیدوارم در چند روز باقیمانده سفر بتوانم یک مقدار با نظم بیشتری بنویسم. امشب این مطلب را که گذاشتم روی سایت احتمالا به شوش می رویم. به چند دلیل این کار را می کنیم. یکم اهواز خیلی گرم است. دوم راه اهواز به شوش اتوبان است و با خیال راحت یک ساعته می رسیم. سوم اینکه فردا وقت بیشتری برای گردش در خوزستان شمالی داریم. بنابراین ما امشب شوش هستیم. فردا ضمن گشت و گذار در شوش به شوشتر می رویم و از آنجا از دزفول و اندیمشک به پل دختر استان ایلام می رویم. وضع و اوضاع ما خوب است. ماشین مان هم احتمالا نیاز به تعویض لنت دارد که در ایلام انجام می دهم. روغن را هم که در شیراز انجام دادم. راستی حالا که من دارم در ایران می گردم می بینم این طرح کارت سوخت هم جوکی است ! چون معمولا پمپ بنزین ها کارت سوخت نمی خواهند ! نکته دیگر اینکه من الان چند روز است که جریمه نشده ام ! و نکته آخر اینکه اگر می خواید به سفر بروید حتما فصل امتحانات خرداد بروید که جاده ها حسابی خلوت است . شب بخیر .... ته نوشت ! اما درباره خوزستان این استان از شمال به استان لرستان و از شمال شرقی به استان اصفهان از شمال غربی به استان ایلام از شرق و جنوب شرقی به استانهای چهار محال و بختیاری و کهکیلویه و بویر احمد و از جنوب به خلیج فارس و از غرب به کشور عراق محدود می شود. استان خوزستان دارای 16 شهرستان و 29 شهر و36 بخش و 112 دهستان و 3880 آبادی مسکونی و 2514 آبادی غیر مسکونی می باشد .این استان با جمعیت 3746772 نفر دارای 644040 خانوار می باشد . نفت و گاز مهمترین منابع طبیعی کشوربرای اولین بار در این استان و در شهر مسجد سلیمان قریب به 80 سال پیش کشف و استخراج شد. از آن موقع تا کنون حوزه های نفتی فراوانی دراین استان کشف و مورد بهره برداری قرار گرفته است که ازمهمترین آنها حوزه های نفتی اهواز ، پالایشگاه آبادان و پتروشیمی بندر امام و ماهشهر و ... از جمله صنایع وابسته به نفت در این استان می باشد. رود خانه کارون پرآب ترین رودخانه خاورمیانه بهمراه رودخانه های دز وکرخه و اروند وگتوند این استان را یکی ازمساعدترین استانها برای اجرای طرحهای کشاورزی نموده است وهم اکنون بزرگترین طرح تولید نیشکر و صنایع جانبی آن دراین استان درحال انجام است. ارتباط این استان به آبهای آزاد ازطریق بنادر آبادان وخرمشهر امکان دیگری ازاین استان برای تجارت آزاد می باشد .منبع مهمترین جاذبه های طبیعی و تاریخی استان عبارتند از:
|