تلفن تماس من :2033  185 0912
سفرنامه من و همسرم به دور ایران
خرداد 1386
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
آرشیو

مجموعه سریال جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 7 خرداد ماه سال 1386
روز اول سفر / سیر در طبرستان و استرآباد

سلام. سفر من و رافونه رسما امروز با خداحافظی از خانواده هایمان شروع شد. تازه از فِندر (سگ دوست) داشتنی مان هم خداحافظی کردیم.

 

 

ساعت هشت صبح از رشت به سمت شرق گیلان حرکت کردیم. خوشبختانه ماشین مان (پژو) آماده است و کلی وسایل سفر داریم. از چادر ، کیسه خواب گرفته تا کلمن ، فکس چای و .... در مسیر مان از شهرهای آستانه ، لاهیجان ، رودسر ، کلاچای و چابکسر گذشتیم. حدود ساعت 10 به رامسر، اولین شهر استان مازندران رسیدیم. حتما می دانید که تا چند سال پیش این شهر جزو گیلان بود اما بنابر ملاحظاتی این شهر زیبا به استان مجاور پیوست.

 

مازندران

استان مازندران که در جنوب دریای خزر قرار دارد به نوعی شمالی ترین استان کشور است. این استان دو میلیون و سیصد هزار کیلومتر مربع وسعت دارد که در جنوب دریای خزر عریض شده است. وسعت این استان ، آن را در جایگاه هجدهمین استان کشور قرار داده است. این استان براساس آمار سال 75 دو میلیون و ششصد هزار نفر جمعیت دارد که از این حیث نیز هفتمین استان کشور ما محسوب می شود.

مرکز استان مازندران ساری است و این استان مانند گیلان به دلیل حاصلخیزی خاک ، نزدیکی به دریا و سایر عوامل دارای تراکم جمعیتی بالایی است بطوریکه با 109 نفر در کیلومتر مربع این استان بعد از گیلان در جایگاه سوم قرار دارد. همچنین مازندران دارای 8/45 درصد تراکم شهری است و میزان باسوادی در این استان 8/80 درصد است .

استان مازندران هرچند تقریبا صنعتی است اما عمده فعالیت اقتصادی این استان کشاورزی است و محصولات آن شامل غلات (گندم ، جو ، ذرت و...)  ، حبوبات (نخود ، لوبیا ، عدس و...) پنبه ، توتون ، تنباکو ، سبزیجات ، مرکبات و میوه هایی مانند سیب و گلابی است.

شهر های مازندران شامل : آمل ، بابل ، بابلسر ، بهشهر ، تنکابن ، جویبار ، چالوس ، رامسر،  ساری ، سوادکوه ، قائم شهر ، محمود آباد ، نکا ، نور ، نوشهر می باشد.

 

از ابتدا طوری برنامه ریزی کردم در مازندران زیاد نمانیم. از نظر گردشگری تقریبا گیلان و مازندران شبیه هم هستند بنابراین از طبیعت و سر سبزی مازندران فاکتور گرفتیم و به چند جا نمادین سر زدیم. از جمله اینکه وقتی صبح رسیدیم به رامسر ، ماندیم و چند عکس در مقابل هتل بزرگ این شهر گرفتیم. رامسر از آن شهرهایی است که در دوران پهلوی دوم مورد توجه ایشان و اقوام و یارانش بود. بعد از انقلاب موزه ای راه انداخته اند که اندک وسایل مانده ، در آن نمایش داده می شود. با رافونه سری به آن زدیم سریع به سمت چالوس حرکت کردیم.

 

 

ساعت یازده در چالوس بودیم. پدر رافونه از خانواده های متشخص چالوس است . تصمیم گرفتیم از میان اقوام پدری اش بصورت نمادین فقط به یکی از عمه هایش سر بزنیم که متاسفانه نبودند.

در مسیر مان به سوی ساری در قائم شهر برای نهار ماندیم. «پرهام» ، دوست همشهری مان که در این شهر دانشجو است میزبان مان بود. نهار را در یک سفره خانه سنتی میل کردیم و پس از خداحافظی از پرهام که از دوستان «رسا» (برادر رافونه) است به سمت ساری حرکت کردیم.

 

 

در ساری به میدان ساعت رفتیم و پس از گشت و گذاری کوتاه رهسپار استان گلستان شدیم. و البته در مسیر مان در بهشر توقف کردیم. آثار تاریخی باقیمانده عباس آباد و مجموعه باغ صفوی دیدنی بود.

 

گلستان

اما استان گلستان ؛  این استان هم که به تازگی استان شده است قریب نهصد هزار کیلومتر مربع وسعت دارد و از این حیث در رتبه بیست و یکم قرار دارد. این استان یک میلیون و چهارصد هزار نفر جمعیت دارد که از این حیث نیز در مقام پانزدهمین استان کشور است.

تراکم جمعیت در استان گلستان 9/67 درثد است که این استان را در رتبه هشتم قرار می دهد. میزان باسوادی در گلستان 9/76 است.استان گلستان نیز مانند استان مازندران کشاورزی محور است و محصولاتی مشابه این استان دارد.

شهرهای این استان عبارتند از : آزاد شهر ، آق قلا ، بندر گز ، بندر ترکمن ، رامیان ، علی آباد ، کردکوی ، کلاله ، گرگان ، گنبد کاووس و مینو دشت است.

 

 

چون سفر مان از نظر زمانی محدود است متاسفانه خیلی جاها نمی توانیم برویم. خیلی دوست داشتم به بندرترکمن برویم که نشد. الان که این بلاگ را به روز می کنم در پارک جنگلی نهارخوران هستیم و در چادر رافونه مشغول استراحت است و من هم مشغول نوشتن. قصد داریم فردا هم قبل از رفتن به بجنورد و مشهد ، ساعاتی را هم در پارک ملی گلستان بگذرانیم.

 


پنجشنبه 3 خرداد ماه سال 1386
قزوین پایتختی قدیمی

سلام. ظاهر این بلاگ براحتی به ذهن متبادر می کند که در این خانه از چه چیزی روایت می شود. اینجا قرار است محل ثبت روز به روز سفر مشترک من و همسرم رافونه به دور ایران باشد.

سیگارچی در خانه تشکلهای غیر دولتی استان قزوین
عکس: امیر لشگری (بلاگ روجلد)

همانطور که در معرفی بلاگ «ایرانگرد» توضیح داده شد ، من پس از روزهای سخت زندان و بعد مبارزه با بیماری سرطان ، در اولین فرصت که بهبودی کسب کردم ، به همراه همسرم که در تمام سختی های طی شده یاورم بود ، تصمیم به سفر به دور ایران گرفتیم. شاید این مقدمه ای باشد برای سفر مان به دور دنیا ! راستش این سفر دور دنیا یک طوری «عند المطالبه» است ! یکی از مفاد مهریه سرکار خانم ِ ما ، سفر به دور دنیاست !

اما سفر. من هم مثل شما معتقدم که ایران پهناور ما ، با آن تمدن سترگ اش ، چنان بسیط است که نه در یک ماه بلکه در چند سال نیز نتوان همه ی آن را سیر کرد لیکن فرصت بس کوتاه است و بصورتی نمادین ما به این سفر خواهیم رفت.

برنامه سفر را به شرحی که در زیر خواهید خواند ، چیدمان کرده ایم. متاسفانه فقط به دو استان خراسان جنوبی و سیستان و بلوچستان نمی توانیم برویم. قزوین هم در برنامه مان نگذاشتیم چرا که روز پنجشنبه به دعوت دوست عزیز مان «رضا علیزاده» به همراه دوست روزنامه نگارم پیمان عیسی زاده  به این استان سفر کردیم. 

 صبح به شهر قزوین رسیدیم و مورد استقبال دوستان واقع شدیم. اولین جایی که مورد دیدار قرار گرفت حمام

 

سفر به قزوین

سپس به چهل ستون قزوین رفتیم که گویا قرار است بخشی از پروژه بزرگ دولت صفوی شود. چهل ستون قزوین تعداد ستون هایش بیش از چهل ستون اصفهانی ها ست. البته اصفهانی ها بیست ستون دارند و با عکسش در آب کرده اند چهل ستون و البته قزوین 33 ستون است که خب گویا برای رند شدن ، کرده اند چهل ستون. از قرار اینجا کاخ شاه طهماسب صفوی بود. من که این بنای شاهان ایرانی را می بینم گاهی دلم برای شان می سوزد. وقتی آدم به جلال و جبروت شاهان هم عصر اینها در خاور دور یا اروپا می نگرد می بیند که شاهان ایرانی فقط بد نامی شاهان را با خود همراه می کشند  وگرنه چنان بریز و بپاشی هم ندارند !

 

 

در بخشی از بازدید به سایر قسمت هایی رفتیم که قرار است دولتخانه صفوی را در آن باز سازی کنند. خیلی ویرانه است.بچه ها می گفتند هر چند قرار است تا 88 تکمیل شود اما بعید است. سر در باغ هم حکایت غریبی دارد. گویا شهربانی یا همان نیروی انتظامی فعلی تا همین دو سال پیش این سردر را در اختیار داشته و برای تحویل آن به میراث فرهنگی جهت پاسداشت هویت تاریخی این شهر ، در نهایت با اخد یکی ، دو میلیارد تومان دست از آنجا کشیده است !

 

سومین جایی که بازدید کردیم آب انبار بود. من آب انبار زیاد دیده ام اما گویا قزوین هم کم آب انبار نداشت. در آب انباری که ما مورد بازدید قرار دادیم ویژگی منحصر به فردی وجود داشت. در اکثر نقاط وقتی آب انبار را مشاهده می کنیم آنچه هست پله گاه تا قعر آب انبار است اما میراث فرهنگی قزوین خزانه آب را هم مورد بازدید قرار داده تا بازدیدکنندگان پی به عظمت تفکر ایرانی ببرند و مهندس این آب انبار ها را درک کنند. خیلی عظیم است و زیبا. هم اکنون در قزوین 9 آب انبار برجای مانده و بقول خودشان این شهر شهر آب انبارهای ایران است.

 

اما آحرین جایی که قبل از ظهر مورد بازدید قرار دادیم حسینیه امینی ها بود. اول احساس می کردم حسینه ای است مثل سایر حسینیه ها اما دیدنش را به همه شما توصیه می کنم. گویا شیخ امینی این منزل را در عصر ناصرالدین شاه داشته و از قرار وقتی حضرت عجل به قزوین و مهمانی آنجا می رود چشمش خانه را می پسندند.

 

 

 قصد تملک می کند که آقای امینی رندانه می گوید اینجا وقف حسینیه امام حسین است و ایام سوگواری اینجا سوگواری می کنند. به این تردید از خطر تصاحب می گریزد. از آن زمان تا کنون اینجا حسینیه می شود و ذکوران خاندان امینی بعد از پنج نسسل هنوز آنجا را برپا داشته اند. زیباست. درهای درسی ، نقاشی های قشنگ و از همه جالبتر یک خانه اربابی با معماری خاص خود.

 

بعد از ظهر و بعد از نهار به دیدار بچه های ایسنای قزوین رفتیم. رافونه کمی خسته بود در ماشین ماند و استراحت کرد. بچه های خوب و پرشوری داشت. ایسنای قزوین هنوز مستقل نشده است و بصورت واحد است. نکته جالب اینکه اکثر بچه های خبرنگارش بلاگ دارند. این برای من خیلی شعف انگیز است. زمانی که من زندانی بودم یکی از اتهامات من وبلاگ نویسی بود اما امروز چنان توسعه بلاگی را شاهدیم که هم سعی می کنند از این رسانه اسفتاده کنند.

عصر بچه ها قبل از نشست با وبلاگ نویسان و روزنامه نگاران قزوینی ما برای استراحت به سفره خانه ای خارج از قزوین بردند. مسیر مان از زیر اتوبان قزوین تهران می گذشت. یعنی دقیق تر از زیر پل کورانه که دقیقا ماشین حامل اشکان و دوستانش دو ، سه متر بعد از پل به دلیل قصور راننده به گاردریل خورد ! حالم خیلی بد بود و این همه سختی هایم دوباره به یادم آمد.

 

غروب دیدار با بچه های روزنامه نگار و وبلاگ نویس بود. جلسه در خانه تشکلهای قزوین برگزار می شد که نوپاست و البته این دست نشست ها هم گویا نوپاتر. هفته پیش مسیح علی نژاد و مریم شبانی مهمان شان بودند.

 


عکس: امیر لشگری (بلاگ روجلد)

 

در این سخنرانی من سعی کردم اول تعریفی از روزنامه نگاری محلی و ضرورت هایش ارایه دهم. بعد با گریز به وضعیت مطبوعات محلی در ایران ، بحث وبلاگ نویسی را  گشایش کردم. البته من به سبب تجربه ام از نزج وبلاگ تویسی از قبل حضور روزنامه نگاران در فضای مجاز دفاع کردم اما خب الان وبلاگ نویسی خیلی فراگیر تر شده و در فضای سایبر جنرال است. جلسه خیلی خوب برگزار شد. حدود ساعت هشت شب بود که با بدرقه دوستان مان بسوی رشت بازگشتیم .

- امیر لشگری عزیز  در وبلاگش روجلد روایت تصویری این دیدار را آورده است. 

 

اما برنامه سفر ِ ما

برنامه سفر ما (من و رافونه) همانطور که می بینید از دوشنبه صبح آغاز می شود. در این سفر هدف بازدید از ایران مان ، میراث و تمدن مان و البته اگر شود دیدار با دوستان روزنامه نگار ، شاعر و نویسنده و بلاگر است. به دلیل فشردگی برنامه سفر ، من متاسفانه فرصت هماهنگی و برنامه ریزی خاصی برای استان ها ندارم اما اگر دوستان عزیز در هر کدام از استانهای کشور برنامه ای دارند برایم در همین وبلاگ پیغام بگذارند تا چنانچه مقدور بود دیدار تازه کنیم. با سپاس.

 

روزها                              صبح                   ظهر                شب

دوشنبه 7 خرداد                مازندران              ساری                 گرگان

سه شنبه 8 خرداد             حرکت به مشهد    بجنورد                 مشهد

چهارشنبه 9 خرداد             نیشابور            شاهرود/ سمنان      تهران

پنج شنبه 10 خرداد            قم                     اصفهان               »»

جمعه 11 خرداد                 »»                     »»                     »»

شنبه 12 خرداد                 یزد                 بسوی کرمان            کرمان

یکشنبه 13 خرداد              کرمان                 ماهان                 بم

دوشنبه 14 خرداد              بندرعباس            قشم                  »»

سه شنبه 15 خرداد           برگشت به بندرعباس          بسوی بوشهر

چهارشنبه 16 خرداد           حرکت به شیراز      »»                     »»

پنجشنبه 17 خرداد             »»                     »»                     »»

جمعه 18 خرداد                 »»                     »»                     »»

شنبه 19 خرداد                 »»                     »»                     »»

یکشنبه 20 خرداد              به یاسوج             »»     بسوی شهرکرد

دوشنبه 21 خرداد              به آبادان              خرمشهر             »»

سه شنبه 22 خرداد           بسوی اهواز          اهواز                  ایلام

چهارشنبه 23 خرداد                                   خرم آباد              اراک

پنجشنبه 24 خرداد            همدان                غار علیصدر           کرمانشاه

جمعه 25 خرداد                 »»                         بسوی            سنندج  

شنبه 26 خرداد                 بسوی ارومیه        »»                     »»

یکشنبه 27 خرداد              بسوی تبریز          »»                     »»

دوشنبه 28 خرداد              اردبیل                     بسوی رشت (پایان سفر)

  

اوضیح: (سایر عکس ها از سایت ایرانگردی و جهانگردی استان قزوین است)


<<    1      2      3      4      5      6      7      8      9      10   
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 45795


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها

آرش سیگارچی هستم. روزنامه نگار و نویسنده ایرانی (گیلانی) که سه سال پیش به دلیل فعالیت روزنامه نگاری ام ابتدا به 14 سال و بعد 3 سال زندان محکوم شدم تا آذر 85 در زندان بودم که به بیماری بد خیم سرطان زبان مبتلا شدم. پس از آن بود که به دستور پزشکی قانونی ، اجرای حکم متوقف شد و انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران از آقای شاهرودی درخواست تجدید نظر در حکم من را کردند که گویا ایشان دستور به کمیسیون عفو دادند ؛ تا ببینیم چه پیش آید.
من پس از ابتلا به بیماری سرطان ، با رافونه ازدواج کردم و از آن روزها دوره درمانی را آغاز نمودم.

سه ماه شیمی درمانی ، جراحی فک و صورت که طی آن نیمی از زبان و غدد لنفاوی سمت چپ گردنم برداشته شد و در نهایت هم سی جلسه پرتو درمانی که ابتدای خرداد به پایان رسید. شرح بیماری و روزهای مبارزه ام با آن را در وبلاگ «ایستاده چون شمع» شرح داده ام. احساس سلامتی دارم و اینک من و رافونه تصمیم داریم در مدت کمتر از یک ماه دور ایران را بگردیم. بنابراین در این خانه روزانه خواهیم نوشت و از ایرانگردی مان برایتان خواهیم گفت :

برنامه سفر مان :

روزها                صبح                ظهر                 شب
7 خرداد             مازندران            ساری               گرگان
8 خرداد             به مشهد           بجنورد               مشهد
9 خرداد             نیشابور              سمنان              تهران
10 خرداد           قم                    اصفهان             »
11 خرداد           »                      »                      »
12 خرداد           یزد                  به کرمان            کرمان
13 خرداد           کرمان                ماهان               بم
14 خرداد           بندرعباس           قشم                 »
15 خرداد           به بندرعباس       به بوشهر
16 خرداد           به شیراز            »                      »
17 خرداد           »»                    »                      »
18 خرداد           »»                    »                      »
19 خرداد           »»                    »                      »
20 خرداد           به یاسوج           »           به شهرکرد
21 خرداد           به آبادان            خرمشهر           »
22 خرداد           بسوی اهواز       اهواز                 ایلام
23 خرداد           خرم آباد             اراک                همدان
24 خرداد           همدان          غار علیصدر         کرمانشاه
25 خرداد           »                      به سنندج          
26 خرداد           به ارومیه           »                      »
27 خرداد           بسوی تبریز        »                      »
28 خرداد           اردبیل           بسوی رشت (پایان سفر)