شیراز بی تردید پایتخت فرهنگی ایران است. این را نه من ، بلکه همه سیاحان این مرز و بوم می گویند و به نظر من به واقع که اینگونه است. خیلی خوشحالم که بیشترین اقامت من و رافونه در استان فارس بوده است که در کنار این ماندگاری ، بسیاری از نقاط را از نزدیک مورد بازدید قرار دادیم.

من در این یادداشت گزارش روزهای دوازدهم (جمعه) و سیزدهم (شنبه) سفر ایرانگردی مان را که در استان فارس بوده برایتان نقل خواهم کرد:
روز دوازدهم / در پاسارگاد و تخت جمشید
مگر می شود آدم تا شیراز بیاید و از تمدن هخامنشیان بی توجه بگذرد. با برنامه ریزی ای که با نیما کرده بودیم صبح شهر شیراز را به مقصد پاسارگاد ، آرامگاه و پایتخت کوروش شاه ، موسس سلسله هخامنشیان حرکت کردیم.
از جاده قدیم شیراز به اصفهان حرکت کردیم که تا پاسارگاد 120 کیلومتر راه است. خوشبختانه میراث فرهنگی فارس در طول مسیر با نصب تابلوهای معین ، عملا راهنمایی گردشگران را به نحو مناسبی انجام داده است بطوریکه در مسیر ، مکانهایی چون تخت جمشید ، نقش رسنم ، نقش رجب ، استخر و پاسارگاد قرار داشت. ترجیح دادیم به پاسارگاد برویم و بعد موقع بازگشت به سایر نقاط سری بزنیم.
در مسیر مان اتفاق جالبی روی داد. در شهر سعادتشهر من جلوی یک بانک ملی نگه داشتم تا از عابر بانک مقداری پول بگیرم. وقتی رفتم جلوی دستگاه دیدم ارتفاع آن از زمین به قدری است که نوک دستان من هم به عابربانک نمی رسید. احتمالا این عابربانک برای آدم های بالای 2 متر است !
ساعت 12 به پاسارگاد رسیدیم. نسبت به دفعه ی قبل خیلی حاشیه آن آباد تر شده بود. ورودی منطقه را پشت سر گذاشتیم و به مقبره کوروش کبیر رسیدیم. از چند سال پیش پیرامون مقبره کورش کبیر داربست هایی نصب بود که هنوز مانده است.
حتما کوروش کبیر را می شناسید. او از نوادگان هخامنش بوده که در سال 550 قبل از میلاد پس از غلبه بر رقبای داخلی سلسله هخامنشیان را بنیان نهاده است. او شاهی بوده که دشت پاسارگاد را پایتخت خود قرار داد چرا که بر این دشت رودی پر آب جاری بوده است. کوروش پس از مرگش در نبرد با سکاها در این نقطه در مقبره ای دفن می شود. برخی معتقدند او را بر سقف این مقبره دفن کرده اند. خود کوروش در کتیبه ای توضیح داده است که انسان پاک تر از آن است که به خاک سپرده شود و به این منظور او را بر سقف مقبره دفن کرده اند.
مقبره پاسارگاد تا دوران آخرین شاه هخامنش همواره مورد احترام بوده بطوریکه تاجگذاری شاهان هخامنشی در آن انجام می شده است. بعد از اسلام ، دهقانان منطقه با رندی خاص این مقبره را حفظ کرده اند. وقتی اقوام وحشی سعی در حمله و تخریب مقبره را داشتند ، دهقانان به آنها گفتند این بنا که عظیم است ، ساخت بشر نیست و چون حضرت سلیمان آنچنان توانا بوده که هر کاری انجام دهد ، این مقبره را برای مادرش ساخته است ! به این ترتیب مقبره از آسیب مصون ماند. البته برخی پاسارگاد را هنوز مادرسلیمان می نامند !
با رافونه و نیما به نزدیکی مقبره کوروش رفتیم . من چند دقیقه ای دلم می خواست با کوروش حرف بزنم :
« سلام بر کوروش ، بزرگ شاه هخامنش ، ما ، فرزندانی از تبار ایرانی ، امروز در حالی به دیدنت آمده ایم که دنیا تازه قدر عظمت تو را درک کرده است. کورش کبیر ، هر چند دنیا تو را به عنوان بنیانگذار حقوق بشر شناخته اما بدان که من به عنوان یک قربانی نقص حقوق بشر در کشور بزرگ ایران ، سالها رنج و سختی را تحمل کردم. امروز در حالی به دیدنت آمده ام که یقین دارم ملت ایران بالاخره روزی به همه بی عدالتی ها پایان می دهد و داد و عدل را استوار می کند. من یقین دارم که ایرانی روزی به آنچه تمدن پیشرو نام دارد خواهد رسید ؛ چنان که استحقاق آن را دارد.... »
در دشت پاسارگاد غیر از مقبره کوروش کبیر چند بنای دیگر هرچند مخروبه وجود دارد. از آنها باید به تله تخت اشاره کنم که در زمان کوروش کبیر ساخته شد و در زمان داریوش اول نیز بر آن افزود. همچنین باید به برج سنگی اشاره کنم.بعضی آن را آتشکده می دانند و برخی آن را مقبره کمبوجیه ، فرزند کوروش می دانند . کاخ اختصاصی و کاخ بارعام از دیگر آثار برجای مانده است.
حدود ساعت 2 بعد از ظهر بعد از خوردن نهار ، به سوی تخت جمشید حرکت کردیم. در راه تابلوی سد سیوند توجه من را به خود جلب کرد. من اولین کسی بودم که دو سال پیش موضوع ساخت سد سیوند را در روزنامه اینترنتی ایران ما به چالش کشیدم. البته بعد ها بسیاری صاحبنظران به موضوع علاقمند شدند و البته حکومت ایران آن کرد که نباید می کرد. تا نزدیکی سد رفتیم اما اجازه ورود به محوطه سد را به ما نداند. به ناچار به راه مان ادامه دادیم.
در استخر توقفی کوتاه داشتیم اما متاسفانه به مخروبه ای تبدیل شده است. نقطه بعدی که مورد بازدید مان قرار گرفت نقش رستم بود.
نقش رستم از جالب ترین آثار فارس است که آثار مهمی از دوران عیلامی ، هخامنش و ساسانیان را در خود جای داده است. بر سینه دیوار در ارتفاعی بس بلند تر از زمین چهار مقبره قرار دارد که به ترتیب مقبره خشایار شاه ، داریوش کبیر ، اردشیر اول و داریوش دوم است.

در پایین این مقبره ها هم نقوش جالبی بر روی سنگ حکاکی شده است که شامل تاجگذاری نرسی پسر شاپور اول ، پیروزی بهرام دوم بر دشمن ، پیروزی شاپور ساسانی بر امپراتور روم (والرین) ، پیروزی هرمز دوم بر دشمن و تصویر شاپور دوم است. آخرین نقش هم مربوط به تاجگذاری اردشیر بابکان موسس سلسله ساسانیان است که حلقه شهریاری را از اهورامزدا دریافت می کند.
اثر مهم دیگری هم در نقش رستم وجود دارد و آن کعبه زرتشت است . بنایی تقریبا چهار گوش که نظرات مختلفی در مورد آن وجود دارد. برخی آن را آتشکده می دانند ، برخی مقبره و گروهی هم معتقدند که جسد داریوش کبیر قبل از ساخت مقبره نهایی ، در آن حفظ شده است .

تقریبا نقش رستم و تخت جمشید روبروی هم قرار دارند. ما حدود ساعت چهار به تخت جمشید رسیدیم. ورود مان از دروازه ملل بود.

تخت جمشید نامی است که بعد از اسلام به آن دادند و در حقیقت اینجا پارسه نام دارد و یونانیان آن را پرسپولیس نامیده اند. عمدتا شامل کاخها مهمانسرا ها بوده است . این عمارت ها در طول عمر چهار پادشاه هخامنشی ساخته شد و پس از آنکه این سلسله رو به زوال نهاد همزمان با شکست داریوش سوم به اسکندر مقدونی به آتش کشیده شد. البته من که بعید می دانم آتش سوزی اینقدر پارسه را به ویرانی کشانده باشد بلکه مطمئنم خملات اعراب و پس از آن ، تخت جمشید را به این وضع در آورده است.

تخت چمشید شامل دروازه ملتها ، خیابان سپاهان ، سر ستون دو سر عقاب ، دروازه نا تمام ، کاخ صد ستون تالار تخت ، پلکان ایوان شرقی آپادانا ، کاخ آپادانا ، کاخ تچر ، کاخ هدیش ، کاخ سه دروازه (تالار شورا) ، کاخ حرمسرا ، خزانه حرمسرا کاخ مشکوی موزه ، خزانه تخت جمشید ، مجلس بارعام ، آرامگاه اردشیر سوم ، چاه سنگی ، آرامگاه اردشیر دوم ، تخته سنگ حوض مانند ، محل سربازان و کاخ نیمه تمام اردشیر سوم است.

با فرصت من و نیما و رافونه تمام پارسه را قدم به قدم گشتیم. خیلی برای مان لذت بخش بود . با اینکه چندمین بار بود اما هنوز علاقمندیم. خیلی افتخار آمیز است و البته همراه با افسوس که چرا از آن تمدن چیزی نمانده است.


امشب شام مهمان نیما اینها بودیم. تا پاسی از شب خانه نیما اینها بودیم.
روز سیزدهم / در باغهای شیراز
امروز آخرین روز اقامت مان در شیراز است . من که هنوز خسته نشده ام . حدود ظهر با رافونه و نیما و امیر برای دیدار از باغهای شیراز عازم شدیم. شهر شیراز باغهای زیبایی دارد. غیر از باغ عفیف آباد ، ما ابتدا به باغ ارم رفتیم .
باغی بزرگ که در وسط آن بنایی با کاشی کاری هایی خاص دوره زندیه چشم نواز بود. در مقابل عمارت هم یک حوض زیبا قرار داشت. خیلی زیباست .

بعد از آن به خانه زینت الملک خواهر قوام رفتیم. در زیر زمین این خانه موزه ای ترتیب داده اند که بسیار زیبا شما را از ایران باستان تا کنون هدایت می کند. در این موزه مجسمه هایی ساخته شده است که در آن تاریخ سرزمین فارس به تصویر کشیده شده است. اولین چیزی که آدم را به خود جلب می کند مجلس بارعام داریوش کبیر است. در این مجلس می توانید داریوش کبیر را ببینید که رییس تشریفات در حالیکه جلوی دهان خود را گرفته است به شاه گزارش می دهد. پشت سر داریوش شاه ، خشایار ولیعهد اوست.

در این موزه از آتوسا (دختر کوروش کبیر) ، باربود (نوازنده ایران باستان) ، ابن مقفع ، منصور حلاج ، سعدی ، شاه شجاع ، ملا صدرا ، کریم خان ، لطفعلی خان ، آقا محمد خان قاجار ، قاآنی ، وصال شیرازی ، میرزای شیرازی ، میرزا جهانگیر خان صوراسرافیل ، محمد نمازی و رضوی سروستانی مجسمه های تمام نما ساخته شده است که بسیار زیبا تزئین شده است.
بعد از موزه ، با بچه ها به باغ نارنجستان قوام رفتیم. باز باغی زیبا به همراه معماری زیبا ، کاشی کاری و آئینه کاری که دل آدم را می برد.

غروب امروز را هم به جمع کردن وسایل مان گذراندیم. از فردا فاز دوم سفر مان شروع می شود که در این فاز طبق برنامه ابتدا به ایلام و شهر کرد خواهیم رفت.
دوشنبه از شهرکرد به آبادان و خرمشهر می رویم. سه شنبه با گذشتن از اهواز به ایلام خواهیم رفت. روز چهارشنبه از خرم آباد و اراک می گذریم و شب در همدان می مانیم. پنجشنبه به کرمانشاه می رویم. جمعه را در سنندج می مانیم. شنبه به ارومیه می رویم. یکشنبه در تبریز هستیم و دوشنبه اردبیل را به مقصد رشت طی خواهیم کرد. با ما باشید. |